سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
411
تاريخ ايران ( فارسى )
جعفر درآمد و باز تخليه گرديد و بالاخره جعفر بشيراز عقب نشست . در آنجا در نتيجهء يك توطئهاى غذاى مسموم به او دادند و بدين طريق ساده در مرك او عجله و شتاب شده و اسرا را آزاد كردند . جلوس لطفعلى خان بتخت لطفعلى اينوقت براى رهائى از سرنوشت پدرش مجبور شد از ارتش خود در كرمان فرار كند . او برئيس عربهاى بوشهر پناه برده و در نتيجهء كمك و همراهى او توانست داخل شيراز شود ، لطفعلى پس از ورود بدانجا حكمران آنجا را سيد مراد خان كه خود را شاه اعلام نموده و به تخت نشسته بود بقتل رسانيد . آغا محمد خان به زودى بسوى جنوب حركت كرد و شاهزادهء جوان به او حمله نمود ولى لطفعلى به علت نقصى كه در يكى از دستجات قشون او بود مجبور شد بشيراز عقبنشينى كند ، شيراز مانند هميشه غير قابل تسخير ماند و آغا محمد خان بتهران برگشت . لشگركشى لطفعلى خان برعليه كرمان 1205 ه ( 1790 ) در سال بعد آغا محمد خان وقت خود را مصروف لشگركشى به آذربايجان نمود . لطفعلى خان با بىميلى و حتى ممكن است بگوئيم كه قادر هم نبود به پشتيبانى ارتشى كه بخرج استان فارس جمعآورى نموده بود بسوى كرمان حركت كرد . حكمران آنجا قبول كرد كه خراج پرداخته و تسليم شود ، ولى از حضور در خيام سلطنتى امتناع نمود . لطفعلى از قبول اين تسليم نيمه تمام خوددارى نمود و كرمان را محاصره كرد ، اما زمستان آن سال اتفاقا خيلى شديد بود و لطفعلى بر اثر كمبود خواربار مجبور شد محاصره را ترك كرده عقب نشينى كند . حاجى ابراهيم يكى از شخصيتهاى مؤثر و قابل توجه اين زمان كه حتى ميتوان او را شاه ساز ناميد حاجى ابراهيم بود . او فرزند حاجى هاشم امين صلح شيراز بود . وى به جعفر خدماتى نيكو نموده و زمانى كه رئيس زند از اصفهان فرار كرد او را در بدست آوردن شهر موطن او كمك نموده بود و جعفر هم به پاداش اين خدمت به او شغل كلانترى فارس را اعطا نمود كه خاندان او هنو